هیچ وقت کسی ندانست که در زندگی یک نواخت و خالی و بی روح من چگونه یک باره خیالی آشفته مانند پاداشی برای همه ی عمر فرض شد.خوابی در شب کوتاه تابستانی که باید مواظب می بودم ، این رویای معصومانه به کابوسی دوزخی تبدیل نشود.
دلم گرفته است. نه می توانم بنویسم نه می توانم ننویسم.
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشانی