پیشترها فقط چشمهایت را دوست داشتم
حالا چین و چروکهای کنارشان را هم
مانند واژهای قدیمی
که بیشتر از واژهای جدید همدردی میکند
پیشترها فقط شتاب بود
برای داشتن آنچه داشتی ، هربار دوباره
پیشترها فقط حالا بود ، حالا پیشترها هم هست
چیزهای بیشتری برای دوست داشتن
راههای بسیاری برای انجام دادن این کار
حتا کاری نکردن خود یکی از آنهاست
فقط کنار هم نشستن با کتابی
یا با هم نبودن ، در کافهای در آن گوشه
یا همدیگر را ندیدن
دلتنگ همدیگر شدن ، اما همیشه با همدیگر...
هرمان دکونینک
ترجمه : مؤدب میرعلایی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشانی