خرید بک لینک

مهمان هایم رفته اند.

همه جا تکه های جامانده از هدیه ها و خاطراتشان هست .

شمع های بالای شومینه تا آخر سوخته اند و خانه ای که شلوغ بود از شادی و محبت دوستان ، حالا آرام و آرام شده است .

حدود یک ماه پیش بود که در یک گروه تلگرامی عضو شدم به نام دبیرستان ... وقتی نگاه کردم دوستان دوران دبیرستانم بودند که بعدا داستان پیدا کردن شان را می نوشتند که چقدر جالب همدیگر راپیدا کرده بودند یکی در پیاده روی کوه ، یکی سنا ، یکی دربیمارستان . .. هفته ی پیش دعوتشان کردم که به شهر ما بیایند به غیر از من و دونفر دیگر بقیه اینجا زندگی نمی کنند قبول کردند! و من فکر می کردم از آن تعارفات مجازی باشد ولی چند روز پیش خبر دادند که آخر هفته می آیند .

واقعاً وقتی می گویند دود از کنده بلند می شود درست گفته اند . از لحظه لحظه ی این دو روز لذت بردم اصلا من مهمانشان بودم ... 

حالا همه رفته اند و انگار من غریب مانده ام

برچسب: نویسنده: مهتاب کاشانی تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:31

صفحه بندی